.:: بابای من باش / شعر ::.
ای پیش پرواز کبوترهای زخمی!
بابای مفقود الاثر! بابای زخمی!
***
دور از تو سهم دختر از این هفته هم پر
پس کی! کی از حال و هوای خانه غم پر
***
تا یاد دارم برگی از تاریخ بودی
یک قاب چوبی روی دست میخ بودی
توی کتابم هر چه بابا آب میداد
مادر نشانم عکس توی قاب میداد
***
اینجا کنار قاب عکست جان سپردم
از بس که از این هفتهها سرکوب خوردم
***
من بیست سالم شد هنوزم توی قابی!
خب یک تکانی لااقل مرد حسابی!
***
یک بار هم از گیر و دار قاب رد شو!
از سیم های خاردار قاب رد شو!
***
برگرد! تنها یک بغل بابای من باش
ها! یک بغل برگرد! تنها جای من باش
***
ای دستهایت آرزوی دستهایم
ناز و ادایم مانده روی دستهایم
***
شاید تو هم شرمندهی یک مشت خاکی
یک مشت خاک بینشان و بیپلاکی
***
عیبی ندارد خاک هم باشی قبول است
یک چفیه و یک ساک هم باشی قبول است
***
تنها تلاشش انتظار است و سکوت است
پروانهای که توی تار عنکبوت است
***
امشب عروسی می کنم جای تو خالی
پای قباله جای امضای تو خالی!
***
ای عکسهایت روی زخم دل نمک پاش
یک بار هم بابای معلومالاثر باش!
**عظيم زارع**
