یک سخن را کوتاه کرده و در زیر قسمتی از خطبه ۱۸۵ نهج البلاغه را که در مورد مورچه میباشد می آوریم که اگر به آن خوب دقت شود می بینیم که چگونه حضرت علی (ع) در بیش از هزار سال پیش مردم را به توجه به طبیعت اطراف خود خوانده اند و همچنین تفاوتها و تشابهات گونه های مختلف موجودات را متذکر شده اند که خداوند متعال با قدرت و الطاف بی پایان خود آنها را آفریده اند.

 

 

 

…..به آن مورچه بنگرید،با جثه خرد و اندام نازکش،آنچنان خرد که نزدیک است‏که به گوشه چشم دیده نشود و به نیروى اندیشه، آفرینشش به تصور درنیاید که‏چگونه بر روى زمین مى‏رود و روزى خود به دست مى‏آورد و دانه به سوراخ مى‏کشدو در انبار خود مهیا می ‏دارد ...




……انْظُرُوا إِلَى الَّنمْلَةِ فِی صِغَرِ جُثَّتِهَا، وَلَطَافَةِ هَیْئَتِهَا، لاَ تَکَادُ تُنَالُ بِلَحْظِ الْبَصَرِ، وَلاَ بِمُسْتَدْرَکِ الْفِکَرِ، کَیْفَ دَبَّتْ عَلَى أَرْضِهَا، وَصَبَتْ عَلَى رِزْقِهَا، تَنْقُلُ الْحَبَّةَ إِلَى جُحْرِهَا، وَتُعِدُّهَا فِی مُسْتَقَرِّهَا. تَجْمَعُ فِی حَرِّهَا لِبَرْدِهَا، وَفِی وُرُودِهَا لِصَدَرِهَا مَکْفُولٌ بِرِزْقِهَا، مَرْزُوقَةٌ بِوِفْقِهَا لاَ یُغْفِلُهَا الْمَنَّانُ، وَلاَ یَحْرِمُهَا الدَّیَّانُ، وَلَوْ فِی الصَّفَاالْیَابِسِ، وَالْحَجَرِ الْجَامِسِ! وَلَوْ فَکَّرْتَ فِی مَجَارِی أُکْلِهَا، وَفِی عُلْوهَا وَسُفْلِهَا، وَمَا فِی الجَوْفِ مِنْ شَرَاسِیفِبط بَطْنِهَا، وَمَا فِی الرَّأسِ مِنْ عَیْنِهَا وَأُذُنِهَا، لَقَضَیْتَ مِنْ خَلْقِهَا عَجَباً، وَلَقِیتَ مِنْ وَصْفِهَا تَعَباً! فَتَعَالَى الَّذِی أَقَامَهَا عَلَى قَوَائِمِهَا، وَبَنَاهَا عَلَى دَعَائِمِهَا! لَمْ یَشْرَکْهُ فِی فِطْرَتِهَا فَاطِرٌ، وَلَمْ یُعِنْهُ عَلَى خَلْقِهَا قَادِرٌ. وَلَوْ ضَرَبْتَ فِی مَذَاهِبِ فِکْرِکَ لِتَبْلُغَ غَایَاتِهِ، مَا دَلَّتْکَ الدَّلاَلَةُ إِلاَّ عَلَى أَنَّ فَاطِرَ الَّنمْلَةِ هُوَ فَاطِرُ النَّخْلَةِ لِدَقِیقِ تَفْصِیلِ کُلِّ شَیْءٍ، وَغَامِضِ اخْتِلاَفِ کُلِّ حَیٍّ، وَمَا الْجَلِیلُ وَاللَّطِیفُ، وَالثَّقِیلُ والخَفِیفُ، وَالْقَوِیُّ وَالضَّعِیفُ، فِی خَلْقِهِ إِلاَّ سَوَاءٌ. {خلقة السماء والکون}….


…..به آن مورچه بنگرید،با جثه خرد و اندام نازکش،آنچنان خرد که نزدیک است‏که به گوشه چشم دیده نشود و به نیروى اندیشه، آفرینشش به تصور درنیاید که‏چگونه بر روى زمین مى‏رود و روزى خود به دست مى‏آورد و دانه به سوراخ مى‏کشدو در انبار خود مهیا مى‏دارد.در فصل گرما براى فصل سرماى خود دانه مى‏اندوزد،وبه هنگام در آمدن،راه دوباره بازگشتن را به یاد دارد.خداوند روزیش را ضمانت کرده‏و آنچه موافق حال اوست‏به او عطا کرده است.دادار نعمت دهنده از او غافل نشده و ایزد پاداش دهنده محرومش نساخته است.هر چند،که بر روى سنگى خشک وسخت که بر آن هیچ نمى‏روید جاى داشته باشد،باز هم روزى‏اش مى‏رسد.اگر درمجارى خوراک او در بالا و زیر و درون تن و اضلاع شکمش و چشمى و گوشى که‏بر سر او نهاده شده بنگرى،از آفرینش او در شگفت‏خواهى شد.و در توصیف آن به‏رنج‏خواهى افتاد.پس بزرگ است،خداوندى که مورچه را بر روى دست و پاهایش‏برپاى داشت و بر ستونهاى بدنش قرار داد.در آفریدن آن هیچ آفریننده‏اى با او شریک‏نبود.و توانمندى یاریش ننموده است. اگر در عوالم اندیشه‏ات به سیر و گشت پردازى و به نهایت رسى،به این امررهنمون شوى که آفریننده مورچه همان آفریننده نخل خرماست.به سبب دقتها وظرافتهایى که هر چیزى را از چیز دیگرى جدا مى‏کند و پیچیدگى اختلاف هر موجودزنده با دیگرى:یکى درشت و کلان است و یکى نرم و لطیف،یکى سنگین است ویکى سبک،یکى نیرومند است و یکى ناتوان،در آفرینش همه یکسان‏اند.خلقت‏آسمان و هوا و بادها و آب یکى است…..


.::این مورچه ها به طرز شگفت انگیزی توی علف و چمن برای خودشون لانه ساخته بودند::.

راستی نظر یادتون نره